این چهره بی نقاب، یعنی من.

 
خراب کن
نویسنده : - ساعت ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱/٢٧
 

به من حق بدین که حسابی به هم ریخته باشم. واسه همه دلایلی که مدتی بهشون اهمیت ندادم. به من حق بدین که شبیه دیوانه ها رفتار کنم!! و حق بدین که غیر قابل پیش بینی باشم !! می دونید که گاهی دوست دارم همه چیز رو خراب کنم، البته نه با هدف دوباره ساختن! فکر می کنم هر چیز بیهوده ای، ارزش خراب کردن داشته باشه !!

البته هوشنگ خان می گه : « این راهش نیست،‌ چرا در مورد همه کارات بی منطق عمل می کنی؟!! »

منم بهش گفتم : « هوشنگ خان ! الان دوست ندارم منطقی باشم!! »

هو شنگ خان می گه : « چند بار می خوای این راه تکراری رو بری و برگردی؟! »

و من می دونم که یه چیزایی هست که اون نمی دونه و یه چیزایی که من نمی دونم !! کاش می فهمیدم که تو چی می دونی !! و کاش می فهمیدم که کی باید بدونم !! و کاش که این دونستن از اون کارای سخت روزگار نبود !‌!‌ و کاش آدما می تونستن راحت از هم بپرسن تا بدونن !!! به قول هوشنگ خان : « چرا سعی نمی کنی از هیجان کشف کردن و دونستن لذت ببری ؟!! »


 
comment نظرات ()