این چهره بی نقاب، یعنی من.

 
روی پله هنرها
نویسنده : - ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٤/٧
 

- سلام

- احوالت

- بد نیستم.

- چه خبر؟

- هیچ، زنده ایم صرفاً.

- هوا گرم شده!

- نمی شه تحملش کرد؛ لامسب.

- کارات روبه راهه ؟

- ای بد نی، می گذره.

- بازم سیگار داری ؟

- سیگار هس، آتیش ندارم!

- ولش کن اصلا حسش نی.

- کجا می ری ؟

- نمی دونم، این وری می رم فعلاً.

- برو مزاحمت نباشم! من فعلا نشستم؛ اون ور خبری نی.

- چاکرم، خوشحال شدم.

- قربانت، فعلا.


 
comment نظرات ()