این چهره بی نقاب، یعنی من.

 
شبی شده
نویسنده : - ساعت ٢:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/٢٦
 

نیمه شب شده. اون یکی روز داره شروع می شه. من کتابخونه ام. دارم مقاله می نویسم. حالم بد نیست. بیرون داره بارون می یاد. مارکسیست خوبه. هاروی بهتره. فردا با هتر قرار دارم. دارم آهنگ های رباعیات خیام و شاملو رو گوش می کنم. معرکه است. کتابخونه داره خلوت می شه. من ۲۰۰۰ کلمه نوشتم باید ۱۰۰۰ دیگه بنویسم. کار رو غلطک افتاده.


 
comment نظرات ()