این چهره بی نقاب، یعنی من.

 
از ماست که برماست
نویسنده : - ساعت ٤:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/۱۸
 

اشتباهات کوچک محو نمی شوند بلکه انباشته می شوند تا زمانی دردسری نفس گیر و روزگاری روح افزا را برایت به تهفه آورند. شیخ گفت خود کردی و تدبیری بر آن نیست. حال شیخ،‌در این کشاکش خوبی و بدی،‌آنکه از ژرفای خویش گذر کرد،‌پاداشش چیست؟ به کس پوشیده نیست که در دار مکافات دنیوی نه خودم، نه تو، نه خدا و نه هیچ بنده نادان و دانایش را کاری با آن نیست که از چه گذر کردی، اینان در پی آنند که چه آوردی. در روز مکافات آن دنیا نیز می گویند،‌چه کردی؟ آنکه کردی بهر چه و که کردی و چه زایل کردی و  چون بهر خدا نکردم،‌بی هیچ پاداشی راهی آتش خواهندم کرد. آن روز که کاروان بارهای شترش بر زمین بود، تدبیری ببایدت، امروز که برهنه پا در انتهای بیابان پیاده ای تدبیرت نه جز تحمل است. نکوهش خود را سزاوار است که آن دگر،‌ سواره است و بسیار آسوده،‌با کفش های خاک ناخورده تو را دلداری می دهد که ای جاهل دل قوی دار، بیابان را هست پایان.


 
comment نظرات ()