این چهره بی نقاب، یعنی من.

 
ایران در مسیر قهقرا
نویسنده : - ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/٢
 

کاش نشانه هایی که می دیدم به آدم امید می داد که رو به بهبود هستیم. اما واقعا سیگنال های خوبی وجود نداره. امروز صبح می خواستم از اینجا واسه نوید برای امتحان زبان ثبت نام کنم، اما در عرض فقط ۵ دقیقه ۷۰۰ نفر ظرفیت پر شد و من فقط تونستم نگاه کنم. سرور داغون بود و بازدید کننده زیاد. این یعنی هر کسی حداقل در آروزی رفتن از مملکته. کسی به این فکر نمی کنه که کجا؟ اصلا به دردش می خوره یا نه؟ هدفش چیه؟ آخرش که چی؟ اصلا به درد اون می خوره یا نه. تب تحصیل در فرنگ آنچنان همه رو سحر کرده که ...

رقابت. رقابت برسر هیچ چیز. رقابت برای کنکور،‌دانشگاه، ارشد، دکترا،‌خارج... اما ما فقط عطش به دست آوردن داریم. نمی دونیم که ما چی هستین،‌کجا هستیم، می خوایم چه کنیم. فقط می شه امیدوار بود یه حادثه این مملکت و نجات بده. واقعا از بن خرابه. اون از مسئولین و دولتی هاش که حسابشون پاکه. اون از دانشگاه هاش. اینم از دانشجو هاش که همه کوله بار سفر بستن. کاش ایران جای بهتری بود برای زیستن.


 
comment نظرات ()