این چهره بی نقاب، یعنی من.

 
حسم غریب است
نویسنده : - ساعت ٤:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/٩
 

می دانم که در زندگی چیزی هست. می دانم که کاری هست. می دانم که راهی هست و باید پیمود. اما مثل اینکه که سخن به نوک زبان آید و بیرون نیاید، فهم من هم از مرز آگاهی عبور نمی کند. تنها حسی است که پشت درهای نادانیم مانده. اما می دانم که همین نزدیکی هاست. پشت این درها.


 
comment نظرات ()