این چهره بی نقاب، یعنی من.

 
انتخابات
نویسنده : - ساعت ٤:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/٢۳
 

نمی شه که انتخابات بشه و من چیزی ننویسم. نخست اینکه دستم کوتاهه و نمی تونم رای بدم. دوم اینکه اگه بودم حتما رای می دادم و مشخصا به حزب خاصی رای می دادم. سوم اینکه اگه دستم کوتاه نبود مثل همیشه با خیلی از اونایی که معتقدند نباید رای داد و از تحریم و این حرفا دم می زنند بحث های جدی می کردم تا متقعادشون کنم که رای بدن. چهارم اینکه انتخابات واسه من مثل مسابقه فوتبال تیم محبوبم می مونه که لحظه شماری می کنم که نتیجه رو بدونم. پنجم اینکه با همه اینها این انتخابات هم مثل قبلی ها ایرادهای زیادی داره و کاملا آزاد و دموکراتیک نیست، اما باید ازعان کرد که دموکراتیک ترین راه برای اصلاح مملکت و منحرف کردن مسیر قهقراست. ششم اینکه امسال برخلاف سال های پیش حسابی تمام سایت ها و خبرگزاری های هر جناح رو خوندم. اون چیزی که نگرانم می کنه و ناراحتم می کنه اینه که جریان تخریبگرایی تندروهای محافظه کار بیشتر شده و با ابزارهایی که دارند و تریبونهای فراوان این روند رو نسبت به سال های قبل شدت و حدت بیشرتی بخشیدند که اگه باهاش مقابله و مبارزه نشه می تونه در سالهای آینده کشور رو به سوی دیکتاتوری محض سوق بده.

هفتم اینکه نباید غافل شد بیشتر از اینکه جناح محافظه کار قوی عمل کرده باشه، جناح اصلاح طلب ضعیف عمل کرده. اصولا فقدان یک بدنه قوی، بنیادین و ساختارمند از احزاب و جنبش های اصلاح طلبی که از زمان مشروطه وجود داشته، باعث شده حرکت این گروه کند و کم اثر باشه. به نظر من بیش و پیش از هرچیز باید به این جبهه به هم ریخته و پاتک خورده سر و سامانی داد. یه جورایی قحط الرجال شده. خاتمی هم تک ستاره ای بود که توی این وانفسا درخشید و کم نور شد.

هشتم همیشه دانشگاه رو مهد و مبدا حرکت می دونم. حرکت به سمت توسعه، دموکراسی، دانش،‌تکنولوژی و همه چیز. اگه دانشگاه بی حرکت و بی اثر بشه اون وقت دیگه روند سیاه بخت شدن شروع می شه.

نهم. دولت نهم یک نقطه عطف در حرکت و توسعه ایران خواهد بود. خوشبختانه همه چیز به بدترین حالت خودش نزدیک شده. یعنی از لبه و مرز تعادل بی نظمی عبور کردیم. این عبور از مرز آشوب یک برگشت به همراه خواهد داشت. اگرچه ممکنه برگشت خیلی قابل توجه نباشه  اما در مجموع مثبت خواهد بود. این برگشت از این انتخابات مجلس شروع می شه و احتمالا اوجش یا انتخابات رئیس جمهوری بعدی خواهد بود (اگه یه رقیب قدر معرفی بشه) یا انتخابات مجلس بعدی خواهد بود.

دهم اصلاح طلب ها تو این دوره باید به سر و سامان دادن به خودشون فکر کنند. ایده کروبی برای راه انداختن حزب اعتمادملی خوب بود. اون اینو فهمیده بود، اما متاسفانه بهترین کسی که باید می فهمید و حرکت و شروع می کرد نبود. اصلاح طلب ها هنوز خط و ربط درستی واسه خودشون معلوم نکردند، یه جورایی منفعل شدند و دارند عکس العملی رفتار می کنند.

آخر اینکه ایران واسه ماست، ماهم واسه ایران؛ چه خرابش،‌چه آبادش.


 
comment نظرات ()