قاضی مباش

یک چیزی هست که همیشه در گوش خودم می گویم. هی پیش خودم تکرارش می کنم. هی مراقبه می کنم. که آدم باش و آدم های دیگر را قضاوت نکن که چرا چنان می کنند و چنین. آخرین باری که احساس کردم خیلی ناجوانمردانه قضاوت شدم همین امروز بود. دردم آمد. بسی درد. و باز یادم افتاد که مباد که مردم را، دوستان را قضاوت کنی. که آنان هر چه می کنند خودشان می دانند و معبودشان. به من ربطی ندارد. اینکه آدم خوبی هستند و یا بد و یا اینکه درجه خوبی اشان چقدر است به من ربط ندارد. من باید محترمانه برخورد کنم.

ولی اینها را می گویم، اعتراف هم می کنم که گاهی خود نیز دیگران را بیرحمانه قضاوت کرده ام. از همین جا از خودم شرمگین هستم. ولی باز نهیب می زنم که مباد مردم را قضاوت کنی. نکن. 

/ 1 نظر / 9 بازدید
الهه

همیشه سعی میکنم نباشم ولی انسانه دیگه خیلی وقتا هم قاضی میشم