و برف سنگين و زيبای زمستانی فرايمان گرفت. کوچک تر ها خوشحال که تعطيل،‌ بزرگترها به ياد روزگار گذشته خود. و من در شوق يک شوق جمعی.
در اين ميان اما يادمان باشد خرده هايی نان و دانه ای برای پرندگان اين روزهای سرد،  کنار پنجره، بپاچيم که آنها نيز با ما در اين شادی سهيم باشند.

و من و تو و او شاديم و شايد نمی دانيم که پرنده ... (‌بازم سه نقطه که ... )

/ 5 نظر / 3 بازدید
mina

ای ول احساس جمعی و احساس نفری(واسه پرنده) ولی خدايی خيلی حلا ميده من يکی که با برف و سرما حال می کنم حالا چه تعطيل باشه چه نباشه

mina

آپ ديت کردم يه سر بيا

mina

ببخشيد ولی اين مسئله ذهن منو مشغول کرده که چرا به هيچ کس لينک نمی دی

negar

پرنده و چرنده و ... مُردنيستو از اين حرفا؟؟؟؟

صالح شکوهی

فقط پرنده گان يادمان باشد.... اين که تو رشت يه بچه ی شيرخوره زير چند متر برف بمونه.... ياحتی تو همين تهرون خودمون.... عمو جون تيغ سرما تيغ تيزيه............ من و تو و او از چی شاديم؟ می شه تن پرنده کاپشن کرد؟.... خب اينجوری که می نويسی جو منم می گيره دیگه...... چرت و پرت اگه بنويسی منم برات چرت می نوبسم که آدمای علاف حال کنن....