جا مانده ها

مطالب زیادی هست که تو این مدت باید می نوشتم و وقت و حوصله نشد که بنویسم. سرم اول با کارهای دانشگاه شلوغ بود. بعد هم با مهمون و سفر و تفریح. خلاصه، اون وقتی که باید برای فکر کردن و نوشتن می گذاشتم رو نگذاشتم. حالا چند نکته همینطوری

اول: سفر رفتیم. خوب بود. کم کم داره از طبیعت این مملکت گسترده خوشم می یاد. آرامش و زیبایی رو نمی شه در برخی از نقاطش نادیده گرفت. خیلی خوب بود. 

دوم: امروز کباب کوبیده به سبک پدر درست کردم. اگرچه هنوز نتونستم همون قدر چربی بهش اضافه کنم. مثل همیشه کمی خشک شد. ولی جهش خوبی بود. با این همه اینجا با این بساط منقل و ذغالی که وجود داره، هنوز هم کار پر دردسری محسوب می شه. ولی از اینکه دوستانم از خوردن این غذا لذت بردن، خیلی خوشحالم.

سوم: توی سفر نکات زیادی در مورد نحوه تصمیم گیری های جمعی وجود داشت. برخی از اونها رو نوشتم ولی برخی دیگر رو باید براش وقت بذارم. اینکه تصمیم گیری جمعی نیازمند چه کارکردها و مهارت هایی هست و چه آسیب هایی وجود داره برام خیلی جالب بود. ولی با این همه برام نکات خوبی داشت که امید دارم در آینده نزدیک، نوشته های پراکنده ام رو جمع کنم.

چهارم: هیچ وقت اسکی نکردم ولی از اسکی خیلی خوشم اومد. شاید روزی امتحانش کردم.

پنجم: دلم واسه کوهنوردی و سفر کوله به دوشی خیلی تنگ شده. 

ششم: دلم واسه خانواده خودم و همسرم خیلی تنگ شده.

هفتم: کلی کارهای عقب افتاده دارم، از برنامه هایی که داشتم تا چیزهایی یاد بگیرم، عکس هایی که مرتب کنم، وب سایتی که بسازمش، چیزهایی که بنویسم و ترجمه کنم و خیلی چیزهای دیگه که همه رفتند تو لیست انتظار.

هشتم: همسرم رو خیلی دوست دارم.

نهم: جمع دوستان چیز لذت بخشی است دوستش دارم.

/ 1 نظر / 5 بازدید
امیرعلی

هیچ توجه کردی که در این پست ابدا غر نزدی؟ به خدا خیلی مهمه شوخی نمی کنم به خدا