ایستاده ای در آخرِ راه

اندک جانی باقی مانده از تلّ اندوه همیشه که می کشدم در این دالانِ تاریک و نمور و سرد. امیدی هست که تو باشی و نظر کنی و رها سازی. چاره ای نگذاشته ای که باورت کنم که اگر نکنم، میان زمین و هوا در بیابانت معلق هستم. هنوز اگرچه پاسخ اعتمادم را نداده ای. هنوز اگرچه دستی که به سویت دراز کرده ام را نفشرده ای. آری، من در انتظارم. 

/ 5 نظر / 11 بازدید
الهه

امیدوارم آنچه انتظار دارید بیابید[گل]

الهه

سلام خوبی؟ کجایی؟ نیستی؟ نگرانت شدم[گل]

الهه

[نگران]

الهه

سلام بی نقاب جان کجایی؟ نگرانتم لطفا یه آپ کوچولو بکن لااقل im really worry[نگران][گل]

الهه

بیا دیگه کجایی؟ واقعا نگرانم .... منتظرم... بعد از چند روز اومدم فکر میکردم حتما آپ کردی تا حالا... اما ... دعا میکنم هرجا هستی سالم و سلامت باشیی....[گل][قلب]