چه بلایی بر سر تعقلمان می آید؟

گاهی به این مفهوم کلی فکر می کنم که به کجا می رویم؟ تغییرات اقتصادی، فرهنگی و سیاسی کشور به کدام سو می رود. کدام روندها مثبت هستند و کدام ها منفی؟ بی شک، سرعت تحولات جامعه ایرانی بالاست. نسل های جدید زندگی رو طور دیگری نگاه می کنند و کسی نیست که به روی تغییرات قابل توجه جامعه نگاهی تحلیلی و سیستماتیک داشته باشد. ما به ساز و کارهای اجرایی و عملی خیلی پیچیده ای نیاز داریم تا فرایندها و تغییرات را درک کنیم و سیاست های فرهنگی و ... خودمان را با آن هماهنگ کنیم و متاسفانه مجموعه حاکمیت ما از این نحوه تفکر فرسنگ ها فاصله دارد. هنوز تفکر حاکم بر سیاست ما قصد پذیرش برخی تغییرات ساختاری در مفاهیم را ندارد. نتیجه گیری من این است که عملا فرایندهایی تغییری در جامعه سرعت شان سرسام آور افزایش یافته به طوری که کاملا محسوس شده اند. تغییرات رفتاری، جرم، بهداشت روان، اقتصاد، مذهب و خیلی چیزهای دیگر. و این ماشین تغییرات افسار گسیخته به هر سوی که بخواهد می رود. فرمان آن دست ما نیست. نه تنها برایش راه حل نداریم بلکه سیاست هایی که اعمال می شود عملا خیلی از آنها را تسریع و تشدید می کند.

تا زمانی که تعقل راس هرم تصمیم گیری نباشد، افق روشنی نخواهیم داشت. تعقلی که هر روز بیشتر در اداره جامعه ما بی معنی تر می شود. 

/ 0 نظر / 5 بازدید