برون نتراود

دلم می خواد بترکم. از بس فکر توم جمع شده و کاری نمی کنم، فکرها تل انبار شده. الان تراکم اندیشه (به هر دومعنی) دارم. لامصب از هیچ سوراخ و سنبه ای هم اینها نشت نمی کنند. از تو عایق دارم انگار. حال تکون خوردن نیست اصلا. یعنی الان خصلت کرمونی جماعت رو پیدا کردم.

/ 0 نظر / 3 بازدید