آقای مادر به خطا

امروز رفته بودم سونا. یه آقایی هم اومده بود اونجا. قد بلند، صورت یخ و موی بور و چشم آبی. همین که دیدمش، پیش خودم گفتم این از اون قیافه های مادر به خطایی هست که اومدن مملکت ما رو غارت و نابود کردن یه دوره ای. از همونا که اومدن جنگ کردن، نفت بردن و ...

رفتم توی سونا دیدم اون آقاهه داره به زبون شبیه روسی یا کروات با یکی دیگه حرف می زنه. اول مطمئن نبودم که روسی باشه. گفتم شاید اروپای شرقی باشه. تو عالم خودم بودم که یکیشون گفت ناراحت نمی شی اگر روی اجاق سونا آب بریزم. سونای اونجا خشکه. اجاقش هم برقیه. رو در و دیوار هم نشته آب نریزید روش که ال می شه و بل می شه. آقا مادر قهوهه هم برگشت گفت، آخه ما تو فرهنگمون سونا اینطوریه. دیگه دیدم سر صحبت و باز کردن، پرسیدم که کجایی هستید و اینا، گفت روس هستیم. یعنی در لحظه به خودم آفرین گفتم که جدیدا قیافه آدم هایی که مملکتمون را مورد عنایت قرار دادن می شناسم. اینم یکی از توانایی های منه دیگه.

/ 0 نظر / 22 بازدید