تصادف یا حکمت؟

دنیا پر از جنب و جوش است. همه در رفت و آمد. عده ای در حال نوآوری. عده ای در حال خوش گذراندن. عده ای در حال کار علمی، کار حرفه ای. سنجاب هایی هستند که به دنبال غذا و ذخیره آن برای زمستان هستند. عده ای می روند رستواران با هم وقت می گذرانند. عده ای کار می کنند و پول در می آورند و بعد هم می روند پول هایشان را خرج می کنند و خوش می شوند. اما عده ای هم گرفتار می شوند. گرفتاری ها هم متنوع هستند. از مصیبت و شکست و پیری بگیر تا برسی به بیماری و ناتوانی های مادرزادی و جسمی. من با چه منطقی باید بتوانم این دو دسته آدم را برابر فرض کنم. حتی فرصت های برابر هم ندارند. فرصت حرکت برابر هم ندارند. عده ای این دنیایشان تباه است. تباه است مثلا هستند عده ای که برای تمام عمرشان نتوانسته اند راه بروند، نتوانسته اند دنیا را ببینند یا بشنوند، نتوانسته اند حتی تعقل کنند و عاقل باشند. اینها برای چه آمده اند. آیا کسی اینها را آفریده؟ با چه منطقی اینها را آفریده؟ اینها با چه وعده ای باید امیدوار باشند؟ حتی اگر فرض کنیم که در آینده، یا دنیایی دیگر آنها مزد تحمل می گیرند، باز هم من توجیح نمی شوم. یک آدمی که زندگی سالم و آرامی هم داشته می تواند از این مواهب برخوردار باشد. تازه این شرایط سخت، زمین های خطا کردن و عصیان کردن را بالا می برد و فرد حتی در آن یکی دنیا هم خوشبخت نخواهد شد.

وضع اگر فکر کنیم که اینها همه اتفاقی آمده و فرایند طبیعی دنیا بوده و آفریدگار نداشته، خرابتر می شود. آنگاه می توان یک هرج و مرج را تصور کرد که حتی اخلاق هم بنیانی جز قرارداد دنیایی ندارد. پس یک توجیه لازم بوده که این هرج و مرج و ادعاها را کنترل کند. 

تصویری که در حال حاضر داریم می بینیم، می تواند هر یک از دو گزینه بالا باشد. در هر دو حال هم ما نمی توانیم قاعده را به هم بزنیم. ولی انگیزه بیشتری داریم برای موشکافی آن.

/ 1 نظر / 8 بازدید
الهه

به نظر من هرگز نمیتونه تصادف باشه و حتما حکمته ولی حکمت خیلی چیزا رو هنوز نمی تونم بفهمم فکر نکنم بعدها هم بفهمم ولی معمولا گر زحکمت ببندد دری ز رحمت گشاید در دیگری البته اگه ما در باز شده رو ببینیم و چشممون فقط به در بسته نباشه